هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد. دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دسته دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند.

آلفرد کاپو

معرفی کتاب - بزرگسال

نویسنده: روبرت موزیل
ناشر: مرکز
گروه سنی: بزرگسال
معرف: فریبا اقدامی
تعداد صفحه: 154

چهار داستان کوتاه با مضمون عشق و تنهایی و درون پیچ‌درپیچ و ناشناختۀ چهار زن، هر چهار رازآلود و عجیب و در عین حال ساده! از موضوع و شخصیت‌های کتاب که بگذریم، نثر این اثر شبیه به هیچ کدام از کتاب‌هایی که تا به حال خوانده‌ام نیست. انگار نویسنده ذره‌بینی جادویی داشته که با آن تمامی ظرایف پنهان در جریان اندیشه و احساسات مرد و زنِ هر داستانش را می‌دیده و توانایی حیرت انگیزی داشته در شرح و بیان این کشفیات در عالی‌ترین شکل. برگردانِ علی عبداللهی در این اثر یکی از شیرین‌ترین ترجمه‌هایی ست که در این یکی دو سال اخیر خواندم و پاره‌هایی را چندبار و به ترکیب‌ها و ساخت و بافتش و انتخاب واژه‌هاش و چینش چنین جمله‌های بلند و شیرینی درود فرستادم. با خود فکرمی‌کردم چقدر جای این جنس نگاه و دقت و باریک‌بینی و ظرافت و تحلیل و تلاش موزیل در میان ما خالی ست. باورتان می‌شود یا نه، حتا به خودم تمرین دادم که گاهی به هر جان کندن که شده سعی کنم مثل موزیل در انسان‌ها و دلایل رفتارشان و پیش زمینه‌ها و حرف‌های ناگفته شان دقیق شوم. بخوانید و ببینید در شما چه تأثیری می‌گذارد.

نویسنده: گیوم موسو
ناشر: البرز
گروه سنی: بزرگسال
معرف: سعیده بوغیری(مترجم)
تعداد صفحه: 412

اما، سی و دوساله، ساکن نیویورک و مجرد است. متیو، ساکن بوستون، به تازگی همسرش را در تصادفی وحشتناک ازدست‌داده و دختر کوچکش را به تنهایی بزرگ می‌کند. آنها به واسطۀ اینترنت با هم آشنا شده و مشتاق به دیدار هم، در رستورانی در منهتن قرار ملاقات می‌گذارند. روز قرار در یک ساعت هر دوی آنها در رستوران را باز می‌کنند و سرمیز مورد نظرشان می‌روند، اما هیچ کدام موفق به ملاقات دیگری نمی‌شوند! این چه معنایی دارد؟ یعنی یکی از آنها دروغ گفته؟ شاید تصورشان این طور باشد! متیو و آنا خیلی زود متوجه می‌شوند که مسئلۀ آنها بسیار بالاتر از یک قرار ملاقات عادی ست...عشق، زمانی که نمی‌تواند راه برود، می‌خزد. گیوم موسو با درهم‌آمیختن انتظار و تعلیقی خاص در داستان خود به یکی از محبوب‌ترین نویسندگان فرانسه تبدیل شده‌است.

نویسنده: مهدى يزدانى خرم
ناشر: چشمه
گروه سنی: بزرگسال
معرف: یاسمن تمجیدی
تعداد صفحه: 266

 

كيوكوشين كاىِ سى و سه ساله، مى‌خواهد كمربند مشكى بگيرد. او كه نويسندۀ كتاب‌هاى نه چندان پرفروشى هم هست، بيشتر از هرچيز در زندگى‌اش، به اين كمربند احتياج دارد، تا شايد بالاخره بتواند با خودش بگويد در زندگى‌اش كارى كرده. كيوكوشين كاى بايد ١٥ مسابقۀ يك دقيقه اى بدهد تا بتواند به هدفش برسد. روح خبيث خالدار و روح شاعر آزادى‌خواه توى سالن نشسته‌اند و مسابقات را تماشا مى كنند. يك جورهايى انگار داريم ادامۀ "من منچستر يونايتد را.." مى‌خوانيم. فقط اين بار حواس‌پرتى‌هاى كيوكوشين كاى در وسط مسابقاتش ما را پرتاب مى‌كند به وقايع سال 13٥٨، به حوالى تاريخ انقلاب و اوضاع ملتهب آن روزهاى كشور. ما را با خود مى‌كشاند به دنبال گلوله‌هاى اشتباهى، سيگارفروش‌ها، دكترهايى كه مجوزشان را از دست داده‌اند و يا شايد لك‌لك‌هايى كه قديم‌ها در تهران بيشتر ديده‌مى‌شدند و آخرينِ آنها را كسى به ياد دارد؟

نویسنده: برتولت برشت
ناشر: خوارزمی
گروه سنی: بزرگسال
معرف: یاسمن تمجیدی
تعداد صفحه: 257

 

اوريا، جسى، پولى و جريا جيپ همگى سربازان هنگ هشتمِ قرارگاه كانكردان هستند. نمی‌دانم اسمش را چه مى‌توان گذاشت... فضولى؟ ماجراجويى؟ پرسه زدن؟ يا شايد هم دزدى؟ اما به خاطر هر كدام از اينها كه بود، وقتى داشتند اطراف معبدى گشت مى‌زدند يا فضولى مى‌كردند و يا دزدى؛ جريا جيپ توى صندوقى گيرافتاد. جسى، اوريا و پولى مجبور شدند برگردند. اما اگر به جاى ٤ نفر ٣ نفر به هنگ بازمى‌گشت، مجازات مى‌شدند. پس بايد چه مى‌كردند؟ آيا كسى حاضر بود این خطر را بپذيرد كه به جاى جيپ وارد هنگ شود تا آنها بعداً سر فرصت  جيپ را نجات دهند؟ و اگر لو مى‌رفتند چه مى‌شد؟

نویسنده: اسكات فيتس جرالد
ناشر: نیلوفر
گروه سنی: بزرگسال
معرف: یاسمن تمجیدی
تعداد صفحه: 288

گتسبى مرد عجيب و ناپيدايی ست كه در همسايگى نيك زندگى مى‌كند. نيك تازه‌وارد شهر است و يك بار که به خانۀ دخترعمويش دى زى مى‌رود، وقتى سخن از گتسبى مى‌شود، حال و هواى خانه به ناگاه تغيير مى‌كند. شايعه‌ است كه گتسبى مردى بسيار ثروتمند است و مدام مهمانى‌هاى مجلل و باشكوه ترتيب مى‌دهد.مهمانى‌هايش طورى ست كه از همه جاى شهر مى‌آيند و در عمارتش جا براى همه هست. با اين حال خود گتسبى به‌ندرت ديده‌شده. همه صبح تا شب در خانه‌اش مى نوشند و لذت مى‌برند، اما هدف صاحبخانه بر همه پوشيده‌است. تا اين كه يك روز، دعوتنامه‌اى  از طرف گتسبی به دست نیک مى‌رسد که او را شخصاً به مهمانى مجللی در عمارتش فرامى‌خواند.

امروز: س 03 05 96