پرنده­ ی من، داستانی جاری و زیبا از زنی­ست که پرنده­ ی مردش، به آن سوی دنیا سفر كرده ­است. درهم …

    فئودور کارامازوف چهار پسر دارد که هرکدام به­ نوعی عمیقاً از پدر متنفر اند؛ میتیا، ایوان، آلیوشا و اسمردیاکوف. برادران …

    زمینج روستایی که سطرهای کتاب در لا ­به ­لای کوچه پس ­کوچه ­ها و خانه­ هایش نقش گرفته,در همان نخستين …

    برايم شبيه يك انبارى تاريك و خاكسترى بود؛ همان سطرهاى اول را كه خواندم، چنين حسى داشتم. چند صفحه بعد، …

    کتاب «درد» متنی دهشت‌زا و هول‌انگیز است. روایتی ست از روزهای پایان جنگ جهانی دوم. کتابی ست ضد جنگ. مارگريت …

    زمانی اين کتاب را خواندم که دل زده بودم از روزهایم و روزمرگی. شک داشتم، به فکرهایم، باورهایم و روزهایم. …

    "اگر شبی از شب های زمستان مسافری" بیاید؟ برود؟ بماند؟ بمیرد؟ پرواز کند؟ ... عنوان کتاب، اولین جذابیتش بود. لمسش …

    اگر شما هم یکی از همان آدم هایی هستید که فرق کلاه با مار بُوایی که فیلی را بلعیده نمی …

    "گیرنده شناخته نشد" بازه ای از زندگی دو دوست را به کلامی تأثیرگذار و صمیمی به تصویر می کشد. از …

    "هویت" با زبانی ساده و روان، درگیری ها، ملال ها و احساسات انسان معاصر و گاه حتا بی هویتی او …