هوگو پسرکی ست که پدرش را در یک آتش سوزی از دست داده و در اتاقک ­های میان ایستگاه قطار …

    خاله و شوهرخاله ­ى پراسپر و بو از آلمان به ايتاليا سفر مى ­كنند، چون معتقدند آن بچه­ها به ونيز گريخته …

    جيمى،جرالد و كاتلين در ماجراجويى­هاى هر روزه­شان يك قصر را درون بيشه زارى كشف مى­ كنند كه شاهزاده خانمى در …

    همه خروس جنگى صدايش مى زدند،چون از بچگى عادت داشت براى همه قلدر بازى در بياورد. و هر جا و …

    مادرش به خاطر اين همه تأسف، اين همه اندوه، نام او را دسپرا گذاشت. اما احتمالاً آن موقع نمى دانست، …

    "بچه­ هاى راه آهن از اول بچه­ هاى راه آهن نبودند." اينها جملات آغازين كتابند كه ما را به خانه­اى …

    مرى دختر بداخلاقى ست كه مادر زيبايى دارد. خانه شان پر از خدمتكار است، اما انگار تا به حال كسى …

    کتاب را که باز می­کنی، موجی از شب­های پر شور به تو گشوده می­شود. از لابه لای نامه­ها از سرگذشت …

    جادو و دنياي جادوگران در بيشتر كتاب­ها پر از اسرار ناشناخته ست، اما يک نوجوانِ نابغه به نام آرتميس اين …

    مامان‌بزرگ دوست دارد درباره‌ی جادوگرها حرف بزند. جادوگرهای واقعی خطرناک‌ترین موجودات روی کره‌ی زمین هستند. آن‌ها بیش از همه از …