نویسنده: دکتر محمدرضا جوادی یگانه

چکیده: آمار نشر کتاب در حوزۀ ادبیات داستانی در دهۀ اخیر در ایران نشان می‌دهد که بیشترین میزان چاپ کتاب و تجدید چاپ آن، و نیز ژانر مسلط، رمان‌های عامه پسند است. در باب ادبیات عامه پسند مباحث متعارضی وجود دارد. مکتب فرانکفورتی‌ها آن را بخشی از صنعت کتاب و آگاهی کاذب و ایدئولوژی دروغینی می‌دانند که توسط طبقه حاکم ایجادشده و قصد دارد تصویری غیرواقعی و زیبا از جامعه ارائه کند و لذا کارکردی تخدیری دارد. نظریات مطالعات فرهنگی معتقدند که ادبیات عامه‌پسند و اقبال به آن نوعی مقاومت نرم و زنانه در برابر فرهنگ حاکم است و تلاش دارد تا به خوانندگان آن فضایی برای کنارزدن زندگی روزمره ارائه کند و لذا کارکرد مثبت دارد؛ با توجه به اینکه بر اساس آمار، اکثریت خوانندگان و نویسندگان این آثار را زنان تشکیل می‌دهد. اما با توجه به گسترش فعالیت‌های زنان از منظر دفاع از حقوق زنان و نیز از منظر فمینیستی، رواج ادبیات عامه‌پسند نگران‌کننده است. این مقاله قصد دارد دلایل اجتماعی گسترش ادبیات عامه‌پسند در ایران را بر اساس نظریۀ انتقادی بررسی نماید. سیاست‌های نظارتی سخت‌گیرانۀ دولت در حوزۀ ادبیات، شدت یافتن مشکلات اقتصادی، ضعف عمومی در حوزۀ ادبیات و داستان‌نویسی در ایران و نیز تمایل بیشتر زنان به خواندن، از جمله مهمترین این دلایل است.
کلیدواژه: ادبیات عامه پسند، رمان، نظریۀ انتقادی، مطالعات فرهنگی، سیاست فرهنگی در ایران

تعریف رمان عامه‌پسند

می‌توان میان رمان‌های(novels)  نخبه و تخصصی، رمان‌های جدی و رمان‌های عامه‌پسند تمایز گذاشت. اما تمایز اساسی میان عامه‌پسند و والا (high) (شامل جدی و نخبه) است. از واژۀ عامه‌پسند (popular) تعاریف متعددی در دست است. اما شاید بهتر باشد برای تعریف عامه‌پسند از ویژگی‌های آن استفاده کنیم . از آنجا که در ایران ما عمدتاً شاهد تألیف رمان عامه‌پسند عاشقانه هستیم، فقط به ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند عاشقانه اشاره می‌کنیم .

 مضامین آنها درونی ، احساسی خانوادگی است. یعنی حول زندگی خانوادگی افراد به خصوص زنان و افراد خانوادۀ آنها می‌گردد .

 جهان‌بینی ساده: خیر و شر مطلق. شخصیت‌ها یا خوب هستند یا بد. شخصیت خاکستری همان‌طور که در دنیای واقعی وجوددارد، در این داستان‌ها کمتر به چشم می‌خورد.

 در این قبیل داستان‌ها محوریت اصلی با فرد است، نه جمع.

 حوادث پی‌درپی، بر پایۀ شانس و گاه غیرطبیعی.

 حل این قبیل تضادها و حوادث عمدتاً به کمک عناصر متافیزیکی است: دست سرنوشت.

 شخصیت‌پردازی‌ها اغلب ساده هستند. دو شخصیت اصلی داستان شاید کاملاً توصیف شوند، اما سایر شخصیت‌ها نه. همچنین شخصیت‌ها فاقد عمق احساسی هستند.

 سادگی جملات، مضامین و واژگان: چون اغلب مخاطبین این آثار تودۀ مردم هستند، بنابراین زبان به کار برده شده نیز ساده است. همچنین زبان و ادبیات تمام شخصیت‌ها یکی است.

 استفاده مکرر از کلیشه‌ها در تمامی عناصر: داستان‌ها، شخصیت‌ها، پایان‌های خوب و رؤیایی، و حتی طرح‌های روی جلد.

نظریه‌های ادبیات عامه‌پسند

در باب ادبیات عامه‌پسند مباحث متعارضی وجود دارد، مکتب فرانکفورتی‌ها آن را بخشی از صنعت کتاب و آگاهی کاذب و ایدئولوژی دروغینی می‌دانند که توسط طبقه حاکم ایجادشده و قصد دارد تصویری غیرواقعی و زیبا از جامعه ارائه کند و لذا کارکردی تخدیری دارد. ادبیات عامه‌پسند از سوی نظام حاکم ترویج می‌شود و همچنین تصویری کاذب از زندگی آرمانی ارائه می‌کند، تصویری که در آن مردان، شجاع، ثروتمند و فداکار هستند و زنان، زیبا، دارای عزت نفس و به دنبال زندگی خانوادگی هستند. ادبیات عامه‌پسند، احساسی از خواندن در افراد ایجادمی‌کند، بی آنکه نگرش‌های والا را در آنها بپروراند. مخاطب، توده‌ای منفعل است که به‌راحتی تحت تأثیر رسانه‌ها قرار می‌گیرد.

رویکرد تحلیل دریافت نیز تمرکز خود را بر شیوۀ معنادهی مخاطبین از متن قرارداده‌اند. در این نظریه متون فاقد معنای ثابت ، دقیق و ذاتی هستند بلکه معنا در جریان خواندن تولید می‌شود. زنان با خواندن این کتاب‌ها حداقل در زمانی کوتاه می‌توانند کسی دیگر باشند و در دنیایی دیگر زندگی کنند . آنها در پایان این رمان‌ها به این احساس اطمینان می‌رسند که مرد و ازدواج دو چیز واقعاً خوب هستند . ردوی معتقد است خواندن این کتاب‌ها نوعی اعتراض از راه خیال‌پردازی و حاکی از اشتیاق برای دنیایی بهتر است. او به مسئلۀ فرار مخاطبین رمان‌های زنانه می‌پردازد و می‌گوید این فرار به مخاطبین اجازه می‌دهد تا واقعیت زندگی اجتماعی خود یعنی بازی کردن نقش خانه‌دار را در مناسبات مردسالارانه به خوبی تحمل نمایند.

در مقابل، نظریات مطالعات فرهنگی معتقدند که ادبیات عامه‌پسند و اقبال به آن، نوعی مقاومت نرم در برابر فرهنگ حاکم است و تلاش دارد تا به خوانندگان آن فضایی برای کنارزدن زندگی روزمره ارائه کند. اما مطالعات فرهنگی با عطف توجه به فرهنگ عامه و توجه خاص بر بخش‌های غیرتخدیری این ادبیات، معتقد است که این رمان‌ها در هر حال فهمی از جامعه به دست می‌دهد، نوعی کارکرد آموزشی دارد، وسیله‌ای برای گذران اوقات فراغت است و نوعی بازسازی دنیای رؤیایی در ذهن خواننده است. همچنین می‌تواند شروع خوبی برای ایجاد علاقه و عادت به خواندن رمان باشد.

وضعیت مطالعه رمان در ایران

بر اساس اطلاعات خانه کتاب ایران دربارۀ رمان‌های بیش از ۱۰ چاپ در سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۵: از ده کتاب پرفروش، نه تا عامه‌پسند است و از مجموع ۴۴۹ چاپ کتاب‌های پرفروش در این دوره، ۱۱۸ چاپ آن رمان‌های والا است. پرفروش‌ترین کتاب که عامه‌پسند است، با ۳۸ چاپ و بعد از آن ۲۲ چاپ باز هم دو کتاب عامه‌پسند است و اولین رمان والا تنها ۱۶ بار چاپ شده است.

تیراژ رمان‌ها و مجموعه داستان‌هاى جدى به طور متوسط ۱۳5۰جلد است. اما تیراژ رمان‌های عامه پسند بیش از ۲۵۰۰ نسخه. از نویسندگان مشهور بیش از ۵۰۰۰ نسخه و گاه تا ۱۸۰۰۰ نسخه برای هر چاپ بوده است.

البته کتاب‌های عامه‌پسند در ایران محدود به رمان نیست. کتاب‌های عامه‌پسند مذهبی، روانشناختی و کتاب‌های خودیار، و کتاب های کمک آموزشی، در کنار رمان‌های عامه‌پسند، اکثریت بازار نشر ایران را بر عهده دارند.

تبیین علل رشد کتاب‌های عامه‌پسند

آثار عامه‌پسند در همه جای جهان، رواج دارند. دلایل متعددی در باب ظهور و گسترش ادبیات عامه‌پسند در ایران وجوددارد: فراغت به همراه گسترش سواد و نیز افزایش عمومی رفاه و گسترش مشاهدۀ تلویزیون از جمله عواملی هستند که بر اساس مکتب دریافت و مطالعات فرهنگی می‌تواند علت‌های افزایش رمان عامه‌پسند در ایران باشد. همچنین افزایش خواست عمومی زنان برای بهبود وضعیتشان می‌تواند از طریق نوعی مقاومت نرم با قرائت رمان عامه‌پسند (با مضمون عاشقانه و نه جنسی) برآورده شود.

یان انگ دربارۀ ادبیات عامه‌پسند در جهان سوم معتقد است که این ادبیات از سه سو در معرض حمله است: ادبیات روشنفکری، ادبیات رسمی حکومت و ادبیات عامه‌پسند وارداتی. در ادامۀ این متن ما تلاش داریم تا تأثیر تعارضات میان ادبیات روشنفکری و ادبیات رسمی حکومت بر رشد ادبیات عامه‌پسند را نشان دهیم.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۹۷۹، دو دستۀ اساسی در سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران حاکم بوده‌اند: یکی اصولگرایان و دیگری اصلاح‌طلبان. اصولگریان معتقد به سیاست‌های ارشادی برای ترویج اصول انقلاب اسلامی هستند که برگرفته از آموزه‌های اسلامی است. بر همین اساس با ترویج موسیقی، رقص، نمایش اندام و موی زنان و همچنین بیان احساسات و روابط میان زن و مرد در سینما، تئاتر و رمان مخالف هستند. اما اصلاح‌طلبان، معتقد به تساهل و مدارای با هنرمندان و نویسندگان هستند و تلاش دارند تا آنها را با مدارا جذب نمایند، یا آنها را همان‌گونه که هستند، پذیرند و الگوی چندصدایی در جامعه و به‌ویژه جامعۀ ادبی و هنری را پذیرفته‌اند.

اختلاف اساسی میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان در حوزۀ هنر و ادبیات، در میزان پذیرش و تحمل تفکر، ادب و هنری است که در جامعۀ ایران به آن “مخالف” گفته‌می‌شود؛ یعنی آن بخش از جامعۀ ادبی و هنری ایران که معیارهای اساسی حاکم بر جمهوری اسلامی (شامل رعایت محدودیت‌های شرعی در ارتباط با جنس مخالف، پوشش و صرف مشروبات الکلی، و نیز حاکمیت قواعد دینی بر جامعه) را نپذیرفته‌اند. این گروه تقریباً در تمام سال‌های پس از انقلاب، هرگز انعطافی نشان نداده‌اند و اقبالی به حکومت دینی نداشته‌اند. در سال‌هایی که اصلاح طلبان حاکم بوده‌اند، تنها از مدارای آنها استفاده کرده و امکانات بیشتری برای بیان نظر، ادب و هنر خود یافته‌اند. اما در دوره‌های حاکمیت اصولگرایان با محدودیت‌های فراوان روبرو بوده‌اند.

هرچند غلبۀ اصلی در هر دو جریان (رسمی و روشنفکری) با افراد و گروه‌هایی است که چندان طرف مقابل را تحمل نمی‌کنند. لذا حوزۀ ادبیات به سمت نوعی دو قطبی شدن پیش می‌رود. این وضعیت به‌ویژه با امکانات موجود در فضای سایبر تشدید شده است. با توجه به مشکل نبود دیالوگ، و شدت ممیزی در حوزۀ ادبیات، اکنون راه‌های دیگری برای انتشار وجوددارد. کم بودن تیراژ آثار ادبی والا، کم شدن ارتباط ادبیات والا با جامعه، و نیز فقدان سودآوری در نگارش و چاپ رمانِ والا باعث شده تا ادبیات از مخاطبان عمومی به سمت مخاطب خاص روی بیاورد.

اهالی ادبیات والای مخالف، با صرف نظر کردن از سود مادی و چشم‌داشت به شهرت و سایر منافع ادبی، اکنون بیشتر به فضاهای دیگری روی آورده‌اند: کلاس‌های خصوصی آموزش قصه‌نویسی؛ سایت‌های فراوان برای معرفی، انتشار و نقد آثار ادبی (حتی یک سایت اخیراً به آثار فاقد مجوز اختصاص یافته)، و رشد چشمگیر وبلاگ‌نویسی در ایران.

از آنجا که ادبیات مخالف در ایران، اکنون ابزاری برای تغییر حکومت در ایران محسوب می‌شود، منافع غیرمادی آن بیشتر شده است: امکان مهاجرت و دریافت بورس تحصیلی، معرفی در شبکه‌های پربینندۀ ماهواره‌ای خارج از ایران و سایت‌های خارجی. این وضعیت باعث شده تا از یک طرف ادبیات جدی مخالف از سوی حکومت خطرناک تلقی شود و در مواجهه با آن احتیاط بیشتری شود و از طرف دیگر، نویسندگان مخالف به سرعت مشهور شوند و برآورد نادرستی از میزان اعتبار اثر خود در میان مردم داشته‌باشند. هر دو طرف این ماجرا، به ادبیات والا در ایران لطمۀ جدی واردساخته‌است.

بدین صورت فضای ادبی ایران به‌تدریج از آثار ادبی والای مخالف تهی شده و آثار ادبی موافق نیز از طرف اهالی ادبیات مخالف مورد بی‌توجهی قرارگرفته‌است. تمایل مسئولان وزارت فرهنگ برای افزایش در میزان نشر کتاب و نیز گسترش نشر کتاب‌های ادبیات داستانی، و نیز فقدان جریان منظم نقدی که عامۀ کتابخوان را از سطح کتاب عامه‌پسند به سمت رمان‌های والا سوق دهد، همچنین عدم تبلیغ و ترویج رمان‌های والا در صدا و سیما باعث شده تا رمان عامه‌پسند بیشتر در منظر و مرآی جامعه قرارگیرد. همچنین صنعت نشر کتاب در ایران برای بقای خود ناگریز از چاپ کتاب در حوزۀ ادبیات داستانی است و در غیاب کتاب های والا و مخاطبین این کتاب، ناگزیر از توجه به کتاب عامه‌پسند است.

همچنین مخالفت‌های جدی بخش‌های دینی‌تر جامعه با آثار ادبی باعث شده تا مسئولان وزارت فرهنگ با دقت و احتیاط بیشتری و با صرف زمان بیشتری آثار ادبی را کنترل کنند. اما آثار عامه‌پسند، محافظه کارانه، نه بیانی از روابط جنسی دارد و نه رفتارهایی را ترویج می‌کند که نظم موجود در جامعه را به خطر بیندازد. لذا به سرعت مجوز نشر می‌گیرند.

در نتیجه تعارض‌های جدی میان ادبیات روشنفکری و ادبیات رسمی به گسترش آثار ادبی عامه‌پسند منجر می‌شود. به‌علاوه نگاه منفی به ادبیات عامه‌پسند باعث شده تا دربارۀ این آثار سکوت شود. لذا تقریباً هیچ سیاست‌گذاری دربارۀ محتوا، تیراژ، قطع، زمان نشر و دربارۀ این آثار انجام نمی‌شود و تقریباً تمام سیاست‌های نشر آن به ذائقۀ مخاطب و بازار کتاب عامه‌پسند وانهاده شده‌است.

ضعف آثار ادبی جدی

مسئلۀ اساسی ادبیات در ایران، ضعف محتوایی آثار ادبی جدی است. امروزه در جهان، حوزه‌های تازه و نگاه‌های تازه در ادبیات مطرح شده‌است؛ از فضای جادویی آمریکای لاتین تا هند و آفریقای جنوبی و لبنان و ترکیه. این فضاهای تازه، دریچه‌های تازه‌ای را بر روی تخیل ادبی برای شناخت طبیعت انسانی می‌گشایند. از این روست که ادبیات به حوزه‌های پیرامونی و ناشناخته بیشتر اقبال نشان می‌دهد تا حوزه‌های تکراری.

اما در ادبیات جدی در ایران، به‌جز چند حوزۀ معدود، ایده‌ها و سبک نگارش، کماکان تکرار ادبیات رایج در جهان است. امروزه ادبیات پست مدرن به تقلید از داستان‌های برایتیگان و بارتلمی در ایران موجود است. ادبیات زنانه متأثر از جریان‌های گوناگون فمینیسم وجوددارد. رمان‌های ارائه شده در سال‌های اخیر، آنقدر با مضامین مشابه، تکرار شده که برگزارکنندگان جوایز غیردولتی در ایران نیز از آن گلایه دارند و پایین آمدن سطح ادبیات در ایران را یکی از عللی عنوان کرده‌اند که باعث شده برخی از این جوایز و در برخی سال‌ها، دو سالانه برگزارشوند.

در بیانیۀ هیئت داوران دورۀ هشتم جایزۀ ادبی گلشیری (۱۳۷۸) چنین آمده‌است: “.. (دلایل زیر باعث شده تا ) داوران این دوره به این نتیجه برسند که از اعلام برنده (یا برندگانی) خودداری ورزند:

·        شدت‌گیری سانسور و خودسانسوری؛

·        رواج بیش از پیش سازوکارهایی که بازار کتاب را مملو از آثار متوسط و نازل کرده‌است و فقط به کارِ پروپیمان کردن آمارهای رسمی انتشار در حوزۀ ادبیات داستانی می‌آید؛

·        نبودنِ زمینه‌هایی برای انتشار نقد ادبی جدی؛

·        ممانعت از چاپ مجدد آثاری که پیشتر و گاه در همان سال مجوز انتشار گرفته‌اند.

البته پژوهش‌ها دربارۀ موضوعات رمان‌های برگزیدۀ سال‌های اخیر، نشان می‌دهد که تفاوت جدی میان نویسندگان رمان‌های جدی و عامه‌پسند وجود ندارد و تفاوت اصلی در سبک و طرح داستان است و نیز در برچسبی که به اثر به عنوان یک اثر جدی می‌خورد با نشر آن توسط یک ناشر معتبر و با روی جلد مناسب.

برخی صاحب نظران نیز، آثار اخیر (به‌ویژه آثار نویسندگان زن) در ادبیات جدی ایران را «ادبیات فراغت» می‌خوانند: در این ادبیات از نگرش تلخ، استعلایی و پرخاشجویانه خبری نیست و برداشتی تأییدآمیز از جهان و تداوم و تکرار زندگی روزمره دارد. شخصیت‌های آثار ادبیات فراغت، همان انسان‌های متعارف و محافظه‌کار زندگی روزمره هستند. در این کتاب‌ها، حوادث اصلی همان حوادث تکراری زندگی روزمره هستند. در این زندگی نیز مرگ و زایش، عشق و جدایی، رهایی و انقیاد اتفاق می‌افتند؛ ولی نویسنده هیچ بُعد یا وجهی فلسفی بدان‌ها نمی‌بخشد. سؤال در مورد آنها، چه در کلیّت رمان و چه در ذهن شخصیت‌های رمان شکل نمی‌گیرد. حوادث در همان حد روزمرگی و گاه بیهودگی خود باقی می‌مانند و به حد و حدود حوادثی سرنوشت ساز ارتقا پیدانمی‌کنند.

این آثار از سه منظر ادبیات فراغت هستند: هم برای گذران اوقات فراغت نوشته‌شده‌اند، هم مسائل جدی و مهم زندگی را بررسی نمی‌کنند و تنها به جزییات متعارف زندگی به‌هنجار جوامع مدرن می‌پردازند، و هم نویسنده در قالب سبک‌های رایج به نگارش می‌پردازد و از تجربۀ تازه می‌پرهیزد.

حوزه‌های تازه در ادبیات ایران

اما فارغ از تعارض‌ها و اختلافات، ادبیات ایران در حوزه‌ای دیگر در حال شکوفایی است.

اما در ادبیات معاصر ایران، ادبیات جنگ، مخاطب بسیار دارد. این حوزه که تاکنون دوره‌ها و سبک های متعددی را پشت سر گذاشته، اکنون با تعادلی میان روایت، مخاطب و عرضه‌کنندگان از رمان به سمت بیان تفصیلی خاطرات ویراستاری شده منتقل شده‌است. البته خاطراتی در ایران مخاطب فراوان پیدا کرده‌اند که بیرون از حوزۀ رسمی و دولتی (و روایت رسمی از جنگ) هستند، البته با روایت رسمی در تعارض نیستند و تنها با آن تفاوت دارند. یکی از پرفروش‌ترین این کتاب‌ها، خاطرات مبارزی است که پیش از پیروزی انقلاب، شکنجه شده و پس از پیروزی، کار در حکومت را رها کرده و در بازار کار می‌کند. دیگری خاطرات فرماندۀ گردانی است که سال‌ها در محاق بوده و امسال خاطراتش منتشر شده‌است، یا فرماندۀ شهیدی که خاطراتش توسط یک فرد عادی (و نه یک مؤسسه دولتی) منتشر شده و به تیراژ ۲۳۷٫۰۰۰ نسخه رسیده است. اما پرفروش ترین کتاب در زمینۀ ادبیات داستانی در ایران خاطرات دختر هفده ساله‌ای است که در جریان محاصرۀ خرمشهر در آغاز حملۀ عراق به ایران، در شهر نیمه ویران ناگزیر از کفن و دفن جنازۀ زنان کشته‌شده می‌شود. این کتاب در فاصله یک و نیم سالی که از انتشار آن می گذرد، بیش از ۳۰۰٫۰۰۰ نسخه فروش داشته‌است.

مخطبان این رمان‌ها، معمولاً هیچ ارتباطی با رمان‌های جدی و نخبه برقرارنمی‌کنند و تنها به مطالعۀ تخصصی یا مذهبی خود می‌پردازند. جریان اخیر، ژانر تازه و به تبع، مخاطب تازه‌ای را در ادبیات ایران ایجادکرده که در میانۀ ادبیات عامه‌پسند و رمان‌های جدی قراردارد؛ یعنی بیشتر به مردم معمولی شباهت دارند.

حوزۀ ادبیات جنگ (و مخصوصاً خاطرات جنگ)، آن بخشی از ادبیات ایران است که قابلیت جهانی شدن دارد. جنگ ایران بر علیه تجاوز عراق، نه مانند ادبیات جنگ آمریکا برای جنگ جهانی دوم است که به کمک کشورهای دیگر در خارج از آمریکا رفت و نه مانند کشورهای اروپایی، که دشمن را در سرتاسر خاک خود می دیدند. این تجربه که با عرفان شیعی و روح ایرانی پیوند خورده‌است، در ادبیات جنگ دنیا کمتر مشابه دارد و می‌تواند تجربه تازه‌ای از طبیعت بشری و گستردگی روح آن را به ادبیات جهان هدیه کند.