اسمش را که بشنوی، بی­ اختیار بر روی صندلی صاف می­ نشینی و چای در دست، همه را به نام خانوادگی صدا می­ زنی. یک نوع احترام خاص! سعی می­ کنی خشک­ ترین رفتار ممکن را داشته­ باشی و خوب … بعد از مدتی حوصله­ ات سر می­ رود. ولی این کتاب،  رمان کلاسیکی نیست که بعد از مدتی حوصله­ ات را سر ببرد. خلاف فضا و نوع نشستن و نام­ های خانوادگی ­، کنت مونت کریستو از آن کتاب­ ها ست که شب­ ها زیر پتو و چراغ قوه به دست می­ خوانی، چون کنار گذاشتنش غیر ممکن است. داستان دریانوردی عاشق، که به خاطر بی­ عدالتی به زندان می­ افتد و از عشقش دور می­ شود. بعد از سال­ ها رنج، از زندان فرار و گنج جزیرۀ مونت کریستو را کشف می­کند. حالا … او باید بازگردد تا با همۀ گذشتۀ خودش روبرو شود؛ در حالی که دیگر یک دریانورد عاشق نیست، بلکه کنت ِمونت کریستو ست …