“هویت” با زبانی ساده و روان، درگیری ها، ملال ها و احساسات انسان معاصر و گاه حتا بی هویتی او را به تصوير مي‌كشد. شانتال، نمادی از انسان گم شده و سرگردان میان راست و چپ های بسیار است؛ درست مثل انسان های عصر حاضر که گاه همانند شانتال، به فراموشی نام خود هویت اصلی خود هم دچار می شوند. شانتال و ژان مارک، عشق را چاره ي این سرگشتکی می یابند و سعی دارند به آن پناه برند؛ اما هویت مه گرفته، شاید از تجربه و تداوم عشق ناتوان باشد. همراه این کتاب می¬توان به روشني، موقعیت ها و جنس روابط امروز و لایه های زیرین خواسته ها و احساسات خود را بازشناخت. در كتاب هويت بخشي از پنهان ترين دل نگراني ها و دغدغه هاي خود را ديده ام؛راست مثل اينكه ميلان كوندراي عزيز در دل من نشسته است و سطح شكننده ي روابط انسان سرگشته را رقم زده است. به شما مي گويم كه مي شود هويت را چندباره خواند و از صداقتش لذت برد. “