نویسنده: آکیکو میاکوشی
ناشر: فاطمی، کتاب طوطی
گروه سنی: ب

 36صفحه

امروز برف زیبایی آمده و همۀ جنگل سفید شده‌است. من تک‌وتنها با یک جعبه کیک رد پاهای پدرم را دنبال می­کنم. قِرچ قِرچ قِرچ، برف زیر پاهایم صدا می‌کند. آن دوردورها او را می­‌بینم که کت سیاهی پوشیده و کلاهی بر سر دارد. بالاخره به پدرم می­‌رسم. وارد خانه­‌ای می­‌شود که تا حالا ندیده­‌ام. با کنجکاوی از پشت پنجره سرک می­‌کشم. پدرم کلاهش را می­‌دارد. نه!!! اینکه اصلاً پدر من نیست! او یک خرس بسیار بزرگ است. «برای مهمانی عصرانه آمده­‌ای؟» سرم را برمی­‌گردانم. گوسفندی نزدیکم ایستاده…