«گریه نکن خواهرم٬ در خانه‌ات درختی خواهدرویید٬ و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت¬ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌‌آمدی سحر را ندیدی؟» اگر قرار باشد تاریخ٬ فرهنگ و اجتماع و زمان با ادبیات تلاقی پیداکند، شاید یکی از بهترین نمونه‌هایش کتاب «سووشون» باشد؛ کتابی درباره دلایل و اثرات ورود نيروهاي بيگانه به ايران در جنگ جهاني دوم و قتل و غارت قشقایی‌ها به دست ارتش ایران و واکنش مردم در برابر آن. درون‌مایه‌ی کتاب شاید بیگانه¬ستیزی باشد، اما چیزی فراتر از این مرا به ژرفا می‌کشید؛ ثأتیر انتخاب‌ها و واکنش های هر فرد بر زندگی خود و دیگران٬ وجه وجودی زن و استقلال او و شاید چیزی محو و از دست رفته به نام وطن‌دوستی،نوع دوستي. این کتاب پیشنهاد من است به شما؛ چرا که لحن روایی لطیف و روان داستان همچون نجوایی مادرگونه از رخدادهاي اجتماعي ايران ست، نجوايي که باید نسل به نسل تکرار شود تا فراموش نگردد.”