ادى به همراه مادرش، مومرز به تازگى نقل مكان كرده و ساكن يك كاراوان شده‌اند. كاراوان علاوه بر اينكه كوچك و قراضه است، در كنار راه آهن قرار گرفته. و ادى علاوه بر عادت كردن به اين‌ها بايد با مشكلات مدرسۀ جديد هم دست و پنجه نرم كند. با اين حال مومرز هميشه آنقدر سرش شلوغ است كه متوجه پرسه زنى‌هاى ادى در اطراف خانه و دوست‌هاى جديدش نمى‌شود و حتى شايد مسائل پيچيده‌ترى كه ادى در مورد آن‌ها نیاز به كمك دارد.