خبر رسیده که سواران وحشی قصد حمله به شهر دارند و تنها طوفان بزرگ است که می­ تواند در برابر این مهاجمان بی­ رحم از مردم شهر دفاع کند، اما پادشاه و چهار مشاور نادانش نزدیک است که شهر را به باد فنا بدهند. این داستان در قالب افسانه ­های چینی با نقاشی­ های دلنشین، یک لیوان چای گرم را در هوای سرد زمستان به یاد می ­آورد و  آدم هوس می­ کند، کاغذ و رنگ بردارد و از روی تصاویرش نقاشی بکشد! و قیافۀ طوفان بزرگش چنان شیرین که دلت غنج می­رود برای همۀ طوفان­ ها!