اوريا، جسى، پولى و جريا جيپ همگى سربازان هنگ هشتمِ قرارگاه كانكردان هستند. نمی‌دانم اسمش را چه مى‌توان گذاشت… فضولى؟ ماجراجويى؟ پرسه زدن؟ يا شايد هم دزدى؟ اما به خاطر هر كدام از اينها كه بود، وقتى داشتند اطراف معبدى گشت مى‌زدند يا فضولى مى‌كردند و يا دزدى؛ جريا جيپ توى صندوقى گيرافتاد. جسى، اوريا و پولى مجبور شدند برگردند. اما اگر به جاى ٤ نفر ٣ نفر به هنگ بازمى‌گشت، مجازات مى‌شدند. پس بايد چه مى‌كردند؟ آيا كسى حاضر بود این خطر را بپذيرد كه به جاى جيپ وارد هنگ شود تا آنها بعداً سر فرصت  جيپ را نجات دهند؟ و اگر لو مى‌رفتند چه مى‌شد؟